یک دو دو، دو دو چار، چاردو هشت/ شعر از باران

یک ورق و یک پنسل و پنسل‌پاک
باید باشم ده مشقای خود چالاک
استاد ما کار خانگی داده
یک نقاشی، یک طرحک ساده
نمی کشم چیزایی که خراب اس
سر و کارم با قلم و کتاب اس
می کشم رسامی از یک مکتبه
صنفای پاک و شاگردای با ادبه
می کشم کبوتر سفید صلح
بالک زنان میایه به امید صلح
می کشم یک نقشه از افغانستان
همرای چن تا کفترک ده آسمان
می کشم چن تا آهوگک و یک دشت
یک دو دو، دو دو چار، چاردو هشت
بالایش یک رنگین کمان هفت رنگ
جایی که نی تفنگ باشه و نی جنگ
سر ورق می‌نویسم آزادی
زیر ورق می‌نویسم آبادی
مه یک شاگرد بااستعداد هستم
ا، ب، پ، ت، ث با سواد هستم