ارسلان می‌ترسد/ نوشته‌ی فرشته مهدی/ نقاشی‌ها از حسینه بورگان

ارسلان: «شَمال؟»
اَوستا: «بله، شَمال. شَمال می‌تانه بسیاری چیزا ره حرکت بِته. لباسای سر طناب، پرده‌های اتاق، حتی می‌تانه شاخ‌وبرگای درختا ره تکان بِته.»
ارسلان با شنیدن این جمله فوراً به طرف درختی دوید. زیر درخت رفت و ایستاد. با دقت زیاد به حرکت برگ‌های درخت دید و گفت: «خوب! حالی فامیدم که شما ره شَمال تکان می‌ته.»

۵۴۱ بار دانلود

برای تهیه‌ی هرجلد از این کتاب، معادلِ ۵دالرِ امریکایی هزینه شده است. شما می‌توانید همین مبلغ ویا بیشتر از این مبلغ را، برای گهواره کمک مالی کنید. با کلیک بر روی دکمه‌ی بالا می‌توانید کتاب مورد نظر خود را بطور رایگان دانلود کنید و یا برای پرداخت هزینه‌ی کتاب به قسمت حمایت مالی از گهواره بروید.