مسافرت بقه/ نوشته‌ی وسه‌ولاد گارشین/ ترجمه‌ای از داکتر منیر احمد

بـود نبـود، یـک بقـه بـود کـه در باتلاقـی زندگـی می‌کـرد و نامـش «قورقـوری» بـود. خـوراک همیشـگی او، مثـل تمـام بقه‌هـای دیگـر، پشـه و مگـس بـود. در فصـل بهـار، قورقـوری همـراه دیگـر بقه‌هـا آواز میخوانـد. اگـر یـک لکلـک او را نخـورد، میتوانـد تمـام عمـر بـدون هیـچ جنجالـی آنجـا زندگـی کنـد. امـا یـک روز در باتـلاق اتفاقی افتـاد کـه زندگـی او را تغییـر داد ….

mimkach