ماهی‌گیر و ماهیِ‌طلایی/ منظومه‌ای از الکساندر پوشکین/ ترجمه‌ از ع. دانشور و استاد واصف باختری

روزگاری که یکی بود و یکی هیچ نبود
لب دریای کبود
پیرصیادی با پیرزنی
در یکی کلبه‌ی ویران و حقیر
سی‌و‌سه سالِ تمام
زندگی می‌کردند
پیر در آن همه سال
صیدِماهی می‌کرد
پیرزن سی‌و‌سه سال
پنبه‌ریسی می‌کرد